هفت گام موثر در جستجوی شغل مناسب در کانادا

هفت گام موثر در جستجوی شغل مناسب در کانادا

 

تازه واردان می توانند شانس موفقیت خود را در جستجوی شغلی با نزدیک کردن آن به یک شیوه قدم به قدم و استراتژیک، افزایش دهند.
در مجموعه زیرین، ما روی هفت گام متمرکز خواهیم شد که می تواند به استخدام شدن یک تازه وارد کمک کند. این هفت قدم عبارتند از:

 

گام اول: خودتان را سازمان دهی کنید

سازمان دهی خود بدین معناست که مقداری وقت برای اسکان و ادغام خود در خانه جدید، صرف کنید. اطلاعات در مورد شهر جدید خود یاد بگیرید و خود را در فرهنگ کانادایی غوطه ور سازید؛ مهارت های زبان انگلیسی خود را تقویت سازید، با مشاوران در آژانس های خدمات مهاجرت صحبت کنید؛ مردم جدید را در خارج از گروه های قومی خود ملاقات کنید و اقامت و انطباق خود را سازمان دهی کنید.
اگر یک آپارتمان اجاره می کنید، یا اینکه کنار دوستان یا خانواده اقامت می کنید، اطمینان حاصل کنید که یک شماره تلفن شخصی به همراه پیغام گیر صوتی دارید. چرا که اگر یک کارفرمای بالقوه برای مصاحبه با شما تماس گرفت، قطعا مایل نیستید که مادربزرگتان که به سختی و با اشکال فراوان می تواند انگلیسی صحبت کند، پاسخگوی او باشد و این اصلا حرفه ای نخواهد بود. کارفرما با شنیدن صدای او تلفن را براحتی قطع می کند و شما نیز به آسانی شانس خود را برای گرفتن این شغل از دست می دهید.
جدای از همه اینها، مدیران استخدام، رزومه های بسیار دیگری روی میزهای خود خواهند داشت و قادر نخواهند بود تا به شیوه ای سرراست با شما تماس بگیرند؛ و این خود دلیلی کافی برای پرتاب کردن رزومه شما، در میان انبوهی از روزمه های بی ارزش است.
مردم اغلب می گویند که اگر شما شغلی ندارید، پس جستجوی شغلی باید کار تمام وقت شما باشد. لذا در خانه یک میز با عنوان “مرکز فعالیت شغلی” برای خود اختصاص دهید. شما باید تلفن خود را نزدیک خود داشته باشید و همچنین ممکن است که یک فکس نیز در اینجا سودمند باشد؛ چرا که برخی کارفرمایان هنوز ترجیح می دهند که روزمه را از طریق فکس یا پست، به جای ایمیل، دریافت کنند. یک دستگاه فکس مستقل که می تواند به خط تلفن محل سکونت شما متصل شود، می تواند به کمتر از ۱۵۰ دلار خریداری شود.
علاوه بر فکس و تلفن، یک کامپیوتر با دسترسی به اینترنت نیز مورد نیاز است.
در صورتی که کامپیوتر خود را به کانادا نیاورده اید و هنوز استطاعت خرید یکی از آنها را ندارید، می توانید به کتابخانه محل زندگی خود مراجعه کنید و یک کارت کتابخانه بگیرید. این کارت حق استفاده از کامپیوترهای عمومی آنها را که معمولا با برخی محدودیت های زمانی همراه است، به شما می دهد. همچنین برخی آژانس های خدمات مهاجرتی، دارای کامپیوتر هستند که شما می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید. از طرفی دیگر کافی نت ها در سرتاسر شهر هستند اما هزینه های مرتبط با استفاده از کامپیوترهای آنها، وجود دارد.
در این روزها و سن ها، شما تنها به یک کامپیوتر برای تایپ کردن رزومه خود احتیاج ندارید، بلکه با این وسیله احتیاج دارید تا از طریق آن، برای جستجوی شغلی، به اینترنت دستیابی پیدا کنید و به دنبال آن برای ارائه دادن رزومه خود، به ایمیل دسترسی پیدا کنید. بسیار آسان است که یک اکانت ایمیل امن و البته رایگان برای خود راه اندازی کنید که می توانید از هر کامپیوتر متصل به اینترنت، به آن وارد شوید. محیط های مختلفی از جمله یاهو، گوگل، هات میل در اینترنت وجود دارند که به شما امکان راه اندازی و استفاده از ایمیل را می دهند.
اما قبل از اینکه رزومه خود را که بخوبی در کشورتان در یافتن شغل، بکارتان می آید، به کارفرمایان بالقوه در کانادا ایمیل کنید، لطفا جلوی خود را گرفته و بدانید که تا قدم هفتم که درخواست کردن برای یک شغل است، شش مرحله دیگر را باید پشت سر بگذارید.

 

گام دوم: مهارت های خود را تشخیص دهید

اگرچه شما ممکن است یک مدرک یا تخصصی از کشور اصلی خود داشته باشید، این بدین معنا نیست که این مدرک در کانادا به رسمیت شناخته شده باشد، حتی اگر این مدرک امتیاز اجازه دادن مهاجرت به کشور کانادا را به شما داده باشد. اینجاست که قدم دوم خودش را نشان می دهد: شما باید مدرک خود را ارزیابی کنید.
در این کشور خدمات ارزیابی مدارکی موجود است که از آن جمله می توان به خدمات ارزیابی مدارک بین المللی در بریتیش کلمبیا (International Credential Evaluation Service) یا خدمات مدارک جهانی در ایالت انتاریو در کانادا (World Education Services – Canada) اشاره کرد. البته در مقالات پیشین به تفصیل در رابطه با ارزیابی مدارک در کانادا و مراکز مربوطه توضیح داده ایم؛ و لازم به ذکر است که این تعیین سطوح قابل مقایسه از لحاظ کانادا، هزینه بردار خواهد بود.
این موضوع مایه تعجب خواهد شدکه ممکن است مدرک شما برابر با یک مدرک مشابه کانادایی در نظر گرفته نشود. بسته به حرفه شما، ممکن است تنها نیاز به گذراندن برخی کلاس ها و یک امتحان شوید، یا اینکه مجبور به آموزش مجدد برای کار در زمینه انتخابی خود شوید.
اگر شما یک دکتر، مهندس یا متخصصی هستید که تحت کنترل یک سازمان صدور مجوز در کانادا می باشد، بطور کلی شما مجبور خواهید شد که قبل از کار کردن حرفه ای در گرایش خود، از این مراکز مجوز دریافت کنید و اما اینکه برخی از این سازمان ها در کانادا، مدارک دیگر کشورها را نمی پذیرند. این موارد در کانادا کمی پیچیده هستند و جواب های ساده ای برای آنها وجود ندارد.
برخی سازمان ها مانند کالج معلمان بریتیش کلمبیا، مدارک شما را ارزیابی خواهند کرد و تصمیم می گیرند که آیا گواهی موقت تدریس برای شما صادر کنند یا خیر، تا زمانی که شما در صورت لزوم، دوره های کارآموزی بیشتری کسب کنید. اگر فرد بای گواهی موقت واجد شرایط نباشد، به احتمال مجبور به آموزش مجدد برای تبدیل شده به یک معلم خواهد شد. برای دکترها، گذراندن آزمون های پزشکی کانادایی، ممکن است برای ورود به زمینه پزشکی کافی نباشد؛ و به عنوان دکتران آموزش دیده خارجی، همچنین باید دشواری برای دریافت اقامت، سپری کنند.
و البته، هزینه هایی مرتبط با این ارزیابی ها و امتحان های مختلف وجود دارد.
پروژه شبکه متخصصین آموزش دیده بین المللی بریتیش کلمبیا (BCITPnet)، یک بدنه مشترک از نمایندگان بخش خدمات مهاجران است که دور هم جمع شده اند تا راه هایی پیدا کنند تا بازار کار بتواند تحصیلات بین المللی را به رسمیت بشناسد. با مشاهده سایت bcitp.net می توانید اطلاعات بیشتری در مورد لیست نهادهای نظارتی بدست آورید، قبل از اینکه برای یک امتحان درخواست دهید یا اینکه به سمت یک نهاد صدور مجوز بروید. همچنین می توانید از تجربه های دیگر مهاجران در این سازمان ها، آگاهی پیدا کنید.
از طرفی زیر سازمان هایی وجود دارند که توجه خود را به گروه های ویژه متخصصین از جمله مهندسان، دکتران و پرستاران متمرکز کرده اند.
در صورتی که زبان انگلیسی شما نیاز به کار کردن داشته باشد، شرکت در کلاس های ESL یک ضرورت و اولین اولویت شما است؛ چرا که شما هرگز یک شغل در رشته خود نخواهید گرفت و یا اینکه آموزش خود را پیشرفت دهید، اگر که نتوانید بخوبی به این زبان صحبت کنید یا اینکه بنویسید.
سطوح مختلفی از یک تا هفت برای ESL وجود دارد که برخی از آنها توسط دولت پشتیبانی می شوند و برخی نه؛ که این موضوع بستگی به استان مربوطه دارد. شما هموراه می توانید به سازمان های خدمات مهاجران مانند جامعه خدمات مهاجرت  Surrey Delta مراجعه کنید و یک تست ارزیابی برای تعیین مهارت زبان خود، انجام دهید.
به یاد داشته باشید که اولین قدم، سازماندهی خود است چرا که تشخیص مهارت ها تنها، توسعه گام اول است.

 

گام سوم: تحقیق و جستجو

این مرحله تمدید و ادامه دو گام اول است. جستجو یک بخش جدایی ناپذیر از فرآیند یافتن کار است، بطوری که محیطی فراهم خواهد کرد که می توان موقعیت های موجود در بازار کار را  تعیین کرد.
اول کاری که احتیاج به انجام آن دارید، محدود کردن آن چیزی است که به دنبالش هستید. می خواهید در چه زمینه ای کار کنید: تبلیغات، بازاریابی، تجارت، مالی، منابع انسانی، مهندسی؟ دوم اینکه چه جایگاهی می خواهید: موقعیت سطح اولیه، مدیریت در سطح متوسط یا سمت مدیریت ارشد؟ و در آخر اینکه در کدام صنعت مایل به کار هستید: بیوتکنولوژی، تکنولوژی، تجارت، غیرانتفاعی یا دولت؟ وقتی که این تصمیم های کلیدی را گرفتید، می توانید روی جایی که جستجوی خود را شروع می کنید، متمرکز شوید.
شروع به مطالعه روی سازمان ها و صنایع مختلف کنید. این کار را می توانید با جستجوی اینترنتی یا خواندن مجلات و روزنامه های تجاری، انجام دهید. به کتابخانه محلی خود رفته و برای میز مرجع درخواست کمک کنید. به آنها اجازه دهید که بدانند، شما به دنبال کار هستید و اطلاعات در مورد برخی صنایع و شرکت ها بخواهید. پس مواد مرجع در دسترس هستند و شما متعجب خواهید شد از آنجه که در بیرون وجود دارد!
وب سایت های دولتی همچون اداره آمار کانادا (Statistics Canada) می توانند به شما نشان دهند که امروز چه مسیر و وقایعی در جریان است و سایت Job Futures ، اطلاعاتی در رابطه شغل های مختلفی که از کد شغلی ملی (NOC) استفاده می کنند، می دهد. همچنین سایت های ویژه استانی چون Work Futures ، مشابه برای این زمینه وجود دارند.
منابع اطلاعاتی مهم دیگر، انجمن های صنعتی یا گروه های شبکه ای مرتبط با گرایش مورد علاقه شما هستند. برای مثال، اگر شما به دنبال شغلی در صنعت  ساختمانی و ساخت وساز هستید، سایت B.C. Construction Association و در تکنولوژی، سایت B.C. Technology Industries Association را نگاه کنید. در صورتی که انجمنی محلی در رابطه با خط کاری خود نمی شناسید، جستجو در گوگل را با “[type of job] + association”، امتحان کنید.
در صورتی که خواسته خود را به چند تعداد کم شرکت خاص محدود کرده اید، برای اطلاعات بیشتر، مستقیم به وب سایت آنها بروید. هدف و ماموریت شرکت مربوطه، و ارزش ها و اهداف آن را بخوانید؛ علاوه بر این، به فرصت های شغلی موجود آن را در بخش استخدام یا “Careers” نگاه کنید. به اندازه ای در مورد شرکت مورد نظر آگاهی پیدا کنید، بطوری که بتوانید مدیران استخدام را تحت تاثیر قرار دهید و نشان دهید که حضور شما در این شرکت به ارزش های آن خواهد افزود و شما بخوبی در این شرکت جای خواهید گرفت.
گذشته از این، ممکن است که شما بخواهید به شرکت های مورد نظر برای یک مصاحبه اطلاعاتی، تماس تلفنی داشته باشید؛ که این کار به سادگی منجر به یک گفتمان خواهد شد که گام چهارم مورد نظر ما را پایه ریزی خواهد کرد.

 

گام چهارم: شبکه سازی

همچنان که در مسیر  یافتن شغل گام برمی داریم، به شاید مهمترین جنبه از شکار یک شغل می رسیم: شبکه سازی.
اگر با این اصطلاح آشنایی ندارید، بدانید که شبکه سازی آن زمانی است که مردم برای به اشتراک گذاشتن و تبادل اطلاعات و منابع، گرد هم می آیند.
شبکه سازی می تواند در یک روش غیررسمی انجام شود؛ به عنوان مثال شما در یک مرکز خرید یکی از آشنایان قدیمی خود را می بینید و او را از اینکه به دنبال کار هستید، مطلع می سازید. یا اینکه این شبکه به یک روش بسیار رسمی ایجاد می شود؛ مانند اینکه شما در یک اتفاق تجاری برای هدف ایجاد ارتباط یا درخواست برای یک مصاحبه اطلاعاتی از یک نفر در رشته خود، حضور پیدا می کنید.
بسیاری از سازمان های تجاری و تخصصی، فرصت های شبکه سازی ویژه ای، تشکیل می دهند. انجمن مدیریت منابع انسانی در بریتیش کلمبیا، “Monthly Mingles” برای اعضای خود به عنوان یک فرصت ارائه می دهد تا رفتاری تجاری داشته باشند، در حالی که از آنها پذیرایی هم می شود. شما نیز می توانید به یک انجمن حرفه ای در گرایش کاری خود بپیوندید و از چنین موارد مشابه ای استفاده کنید.
یکی دیگر از شکل های موثر شبکه سازی، مصاحبه های اطلاعاتی می باشد. این زمانی است که شما در اصل با یک نفر در رشته خود مصاحبه دارید، با این هدف که درک بهتری از وظایف کاری و الزامات کاری او بدست آورید.
شما می توانید با یک تلفن معمولی این کار را انجام دهید. به این صورت که شرکت های تحقیقاتی را از طریق اینترنت، کتابخانه ها یا حتی مجلات می توانید پیدا کنید و با آنها تماس بگیرید و بخواهید که با یک نفر شاغل در رشته کاری خود، صحبت کنید. با آنها صادق باشید و به آنها اجازه دهید که بدانند، شما به دنبال بدست آوردن اطلاعات و گرفتن یک قرار ملاقات برای دیدن آنها، هستید. دیدتان مثبت باشد و در این شرایط همکاری بسیار از طرف آنها دیده شده است.
بعلاوه، این قرار همیشه برای بدست آوردن اطلاعات خوب است، حتی اگر شبکه ای هم ایجاد نشود. در برخی موقعیت های اجتماعی، این ارتباط می تواند به جای ایجاد شبکه با مردم در سطح تجارتی، به یک رفتار ناشیانه و غیر استادانه تبدیل شود. گاهی اوقات تشخیص اینکه این موقعیت، چه آداب معاشرت بجا و مناسبی را می طلبد، سخت خواهد بود؛ اما اگر نمی توانید تشخیص دهید که چه زمانی برای مطرح کردن کسب وکار خود، مناسب است، کافی است که به سادگی دوستانه باشید و خودتان را معرفی کنید؛ ممکن است به نوع گرایشی که در آن هستید، اشاره کنید، بدون اینکه صریحا بگویید به دنبال کار هستید. اگر کارت ویزیت تجاری هم ردوبدل کنید، سپس می توانید شخص را در آینده پیگیری کنید.
اما شما باید یک نطق بازاریابی کوتاه بصورت آماده داشته باشید، چرا که ممکن است جایی که رفته اید، در شرایطی، همان فرصت مناسب باشد که به سراغتان آمده است. در اینجا استانداردی بنام ۱۱-second elevator وجود دارد که این طور تعریف می شود: اگر شما در یک آسانسور با فرد دیگری بودید که می توانست بالقوه به شما یک شغل پیشنهاد دهد، چطور در مدت ۱۱ ثانیه یا کمتر، مهارت خود را توصیف می کردید، که در آن شخص اثرگزار باشد؟ پس این تعریف راهی است که این گفتمان را سازماندهی کنید و بدانید که این ۱۱ ثانیه، همه چیزی است که شما در آسانسور دارید!
این ملزومات عبارتند از نام شما، چه کاری برای یک زندگی انجام می دهید و چه کاری می توانید برای سازمان او عرضه کنید. حتما این سخنرانی را در خانه، درمقابل آینه یه دوستانتان، تمرین کنید. به یاد داشته باشید که شما هیچ وقت نمی دانید که چه زمانی ممکن است با رئیس بعدی خود برخورد کنید!
برخی نکات اضافی برای شبکه سازی، این است که:
بیش از حد معطل نکنید؛ در آنجا بگردید و دیگر افراد را در همان موقعیت ملاقات کنید.
نشانه های غیرکلامی را بشناسید. به عنوان مثال اگر فردی شروع به نگاه کردن به اطراف کرد و یا با فرد دیگری صحبت کرد، بدانید که زمان رفتن شما فرا رسیده است، پس آنجا را ترک کنید.
صحبت های کوتاه تنها شما را از شرایط دور می کند. سعی کنید تا بدون گستاخی یا صدای ناامیدانه یا تحمیلی، به موضوع و هدف اصلی برسید.
در صورتی که کارت ویزیت و تجاری دارید، به عنوان پایان جلسه، آن را با فرد مربوطه دست به دست کنید و همچنین  می توانید از او برای کارت ویزیتش درخواست کنید.
سخنرانی خود را با در نظر گرفتن قانون ۱۱-second elevator تمرین کنید.
همیشه خوشایند، دلپذیر و حق شناس باشید؛ و البته لبخند را فراموش نکنید.

 

گام پنجم: یک راهنما و مشاور پیدا کنید

تقریبا نزدیک به قدم های آخر این مسیر هستیم و اینجا جایی است که باید حضوری را بدست آوریم. همانند گام چهارم، قدم پنجم تماما مربوط به ایجاد ارتباطات است. همواره شنیده اید که بهترین شغل ها در آگهی ها نبوده اند و اغلب از طریق ارتباطات پر شده اند.
پس از همه، استخدام یک کار پرخرج و ریسک پذیر می باشد. اگر یک کارفرما در حال استخدام برای یک موقعیت خالی باشد و یک توصیه نامه درخشان از یک داوطلب بالقوه از کسی که به آن اعتماد دارد، دریافت کند، طبیعی به نظر می رسد که این کارفرما، این فرد را برای امتحان کردن، مد نظر قرار دهد. دست کم، او در زمان، تلاش و پول خود در جریان یک فرآیند استخدام سخت، صرفه جویی کرده است.
بنابراین ترفند مهاجران جدید برای بدست آوردن فرصت ها، تبدیل شدن به یکی از افراد توصیه دار است. شبکه سازی یک روش است اما گام پنجم، یافتن یک راهنما در بدست آوردن ارتباطات موثر در یک سطح کاملا جدید است.
امکان دارد که شما در یک جریان شبکه سازی کسی را دیدید که با او ارتباط خوبی برقرار کردید، پس اجازه ندهید که این رابطه از بین برود. با او تمای بگیرید و به سادگی از او بخواهید که راهنما و مشاور شما شود. این فرد بطور باور نکردنی خرسند خواهد شد و سعی می کند که برای شما مفید باشد.
نه تنها این یک ارتباط خوب برای شما برای ایجاد بوده است بلکه شما می توانید از این گونه افراد، مشورت و اطلاعات در رابطه با محیط کار کانادایی، بخواهید. گوش دادن به راهنمایی و مشاوره یک راهنما، شما را بهتر مجهز خواهد کرد تا در گرفتن یک شغل موفق شوید.
اگر شما در درون خود، ذره ای احساس ترس از اینکه به یک رابطه مشاوره ای می کنید، بسیاری از سازمان ها “buddy” یا برنامه های مشاوره ای دارند. این برنامه ها ممکن است برای جستجوی شغلی ترتیب داده شده باشند و اینکه تنها جلسات غیر رسمی را بچینند.

گام ششم: داوطلب شوید

یک راه موثر و مهم این است که پیش قدم شده و وقت خود را داوطلبانه خرج کنید. بسیاری از سازمان ها از جمله مراکز عام المنفعه و غیر انتفاعی به داوطلبان برای انجام کارهای مختلف بسیاری، تکیه می کنند. با اطراف تماس بگیرید و ببینید که چه چیزهایی در بیرون در این زمینه وجود دارد. سایت های Volunteer Canada و Volunteer Vancouver را چک کنید و می توانید پست های داوطلبانه موجود در بریتیش کلمبیا و آلبرتا را در سایت www.govolunteer.ca پیدا کنید. این جایگاه ها به شما فرصت ملاقات با مردم و شروع ایجاد یک شبکه را خواهد داد و البته در کنار آن تجربه کار کانادایی بدست می آورید.

 

گام هفتم: درخواست کردن

قدم نهایی در این مسیر، درخواست کردن است. البته برای اینکه یک شغل کسب کنید، معلوم است که اول باید برای آن درخواست دهید. اینکه شما درخواست می کنید در پاسخ به یک آگهی کار که در اینترنت پیدا کردید، یا شغلی که در یک آژانس کاریابی حرفه ای بوده یا کاری که از یک ارتباط دوستی یا شبکه ای شنیده اید، چیزی که باید برای کارفرماها فراهم کنید، تا حد زیادی یکسان هستند: یک معرفی نامه روی جلد (cover letter) و یک رزومه (و در برخی صنایع، یک سند کاری).
رزومه شما باید، حداکثر دو صفحه باشد. هر چیز بیشتر از آن، به احتمال زیاد باعث می شود که استخدام کنندگان از شما عبور  کنند. به یاد داشته باشید که کارمندان استخدام یا مدیران استخدام، هزاران رزوم را تنها برای یک جایگاه خالی مرور می کنند، بنابراین روزمه بسیار مختصر شما، شانس بهتری از مورد بررسی قرار گرفتن آن، به شما می دهد.
همچنین، هر نکته کوچکی که باعث شود، روزمه شما عجیب و ناشناس یا غیرحرفه ای جلوه کند، اغلب به معنی آن است که احتمال نپذیرفتن شما افزایش می یابد. به عنوان مثال طولانی بودن بیش از حد، داشن غلط املایی و گرامر  اشتباه، یا داشتن عکس یا هر اطلاعاتی که در درخواست های کانادایی مورد نیاز نمی باشد، و …. از جمله این نکات ظریف هستند.
در صورتی که مطمئن نیستید که چطور یک روزمه کانادایی ساخته می شود، از یک مشاور در این زمینه کمک بخواهید. به عنوان یک مهاجر با تجربه بیشتر بین المللی، شما خواهید خواست که رزومه ای را طرح ریزی و بنا کنید، به روشی که به مهارت ها و دستاوردهای شما در صفحه اول تاکید کند، به جای اینکه به مکان هایی که کار کرده اید، اهمیت دهد.
یک صفح معرفی نامه روی جلد نیز مورد نیاز است و باید به عنوان یک فرصت برای عرضه واقعی شما و مهارت های شما به نظر برسد. تنها چیزی را بازگو نکنید که رزومه شما، درباره تجربه  کاری گذشته تان می گوید. برای هنر و مهارت یک معرفی نامه متفکرانه وقت بگذارید که به کارفرما برای مثال می گوید که چرا می خواهید برای آن شرکت کار کنید، چه منافعی را می توانید به این شرکت برسانید و مهارت هایتان چه چیزهایی هستند.
به عبارت دیگر، شما مجبور خواهید شد برای هر شرکت و هر موقعیت شغلی که برای آن درخواست کردید، یک معرفی نامه مناسب سازمان دهید. اگرچه این یک کار زیاد است اما به ارزش آن می ارزد؛ چراکه استخدام کننده ها اغلب فقط براساس معرفی نامه روی جلد تصمیم می گیرند و این معرفی نامه به آنها اجازه می دهد تا به سرعت صلاحیت های شما را بررسی کنند و تصمیم بگیرند که آیا شما برای این موقعیت موجود مناسب هستید یا خیر؟
برای هر دوی این مدراک یعنی معرفی نامه روی جلد و رزومه، اطمینان پیدا کنید که زبان انگلیسی آنها کامل و بدون نقص است. از یک ویراستار یا راهنمای شغلی یا حداقل یک دوست کانادایی بخواهید تا این مدارک را برای شما غلط گیری و تصحیح کنند.
این مطالب باید روی برگه های سفید کاملا تمیز و بدون تاخوردگی، با قلم سیاه برای بیشتر صنایع نوشته شوند. اتفاقا فرصت های بسیاری برای شغل های خلاقانه وجود دارند مانند کارهایی در زمینه تبلیغات یا طراحی؛ اما در حالی که افراطی عمل نمی کنید، تا یک اندازه اجازه دهید که خلاقیتتان در نمونه های کاری ارائه شده شما، برجسته شود.
در صورتی که هنوز برخی از کارفرمایان فرستادن نسخه های غیردیجیتالی از روزمه و معرفی نامه شما را از طریق پست یا فکس می خواهند؛ این روزها، روش بسیار معروف درخواست کردن برای یک شغل، بصورت آنلاین می باشد. وب سایت های برخی از شرکت ها، فرم های آنلاین مخصوصی دارند که در آنها می توانید، روزمه خود را وارد کنید. دیگران تنها از شما درخواست ایمیل کردن روزمه را می کنند.
در حالت دوم، شما تنها کافی است که رزومه و معرفی نامه خود را مستقیم در ایمیل خود کپی کرده و یا اینکه آنها را ضمیمه ایمیل خود سازید. در حالی که بیشتر شرکت ها می توانند فایل های مایکروسافت ورد را باز کنند، اما فرستادن یک نسخه  پی دی اف ، حرفه ای تر به نظر می رسد. از آنجایی که کارفرماها رزومه را پرینت خواهند گرفت، پس مطمئن شوید که به درستی، حداکثر در دو صفحه چاپ می  شود. در شرایطی که کارفرماها رزومه ها را درهم می کنند، برای اشتباه نگرفتن، نام خود را در هر دو صفحه قرار دهید.
اگر برای مصاحبه ای با شما تماس گرفته شد، اطمینان حاصل کنید که آماده هستید، از جمله اینکه: در رابطه با آن سازمان تحقیق کنید، سوالات احتمالی را بررسی کنید، نمونه های کاری خود را همراه داشته باشید که در صورت لزوم ارائه دهید، سوالاتی را پیش آورید که می توانید به کارفرما پاسخ دهید، پوشش و آرایش مخصوص و مناسب یک مصاحبه را داشته باشید همانند کت وشلوار، و آداب معاشرت مناسب و اختصاصی یک مصاحبه کانادایی را تمرین کنید. برای مثال به محکمی با طرف مقابل دست دهید. به چشمان مردم نگاه کنید و به وضوح صحبت کنید. نمونه های مخصوص و معینی را ارائه دهید. اجازه ندهید که جنسیت فرد، روش رفتاری و برخورد شما را با کارفرما تغییر دهد؛ و با اطمینان و دوستانه برخورد کنید، بدون اینکه ذره ای غرور داشته باشید و از خود برتری نشان دهید.
برای مصاحبه هیچ وقت دیر نکنید؛ پس برای این موضوع خود را از چگونگی رفتن و مکان مصاحبه مطمئن سازید؛ و در  این زمینه ترافیک و تاخیر وسایل نقلیه را در نظر بگیرید. بهتر است که ۱۰ دقیقه زودتر در آنجا حضور داشته باشید تا قبل از مصاحبه و در آخرین لحظات، زمانی برای آرام کردن خود و جمع کردن افکار و رسیدگی سطحی به ظاهر خود، بیابید.
بعد از مصاحبه، یک متن تشکر برای مصاحبه کننده در نظر داشته باشید و مجددا، علاقه مندی خود را به این موقعیت کاری بیان کنید.
جدا از مسئله مصاحبه، این سوال در ذهن هم وجود دارد: شغل ها، کجاها هستند؟
شبکه سازی، داوطلب شدن و به همین ترتیب، گام های پیشینی که در این مسیر با هم طی کردیم، برای شما شرایط و موقعیت های کاری را ایجاد می کنند که در هیچ آگهی از آنها صحبت نشده است. اما، البته که نباید تنها نشست و هیچ کاری نکرد و منتظر اطراف شد.
ثبت نام در یک آژانس کاریابی یا سازمان استخدامی، می تواند منجر به بسیاری از فرصت ها برای شما شود. در این شرایط، یک مشاور در این آژانس، سعی خواهد کرد که شما را با موقعیت های موجود در شرکت هایی که این آژانس را برای فرآیند استخدام، بکار گرفته اند، مطابقت سازد و به هم اتصال دهد.
البته، شما هم باید جستجوی کاری در حد خودتان را همچنان ادامه دهید. شما می توانید مجموعه های شغلی محلی را بررسی کنید و از سایت های شغلی، همچون monster.ca و workopolis.com برای طیف گسترده ای از لیست مشاغل، دیدن کنید. همچنین می توانید به سایت های برخی شرکت های خاص برای پی بردن به موقعیت های خالی آن مراجعه کرده یا سعی کنید که لیست شغل های ویژه صنعتی را از طریق انجمن های حرفه ای و تجاری پیدا کنید.
هر آگهی را قبل از فرستادن رزومه خود با دقت بخوانید. رزومه را به شخص صحیح بفرستید؛ دستورالعمل ها را دنبال کنید که باید این رزومه شامل چه چیزهایی باشد و چطور باید ارائه شود؛ و آن را تا قبل از مهلت داده شده، ارسال کنید. در صورتی که در آگهی نوشته شده باشد “لطفا تماس تلفنی گرفته نشود”، به هیچ وجه با شرکت تماس نگیرید. استخدام کننده ها اغلب رزومه های بسیار زیادی دریافت می کنند و لذا سخت خواهد بود که تایید دریافت رزومه را به تک تک افراد اعلام کنند. پس رزومه و معرفی نامه روی جلد آن باید بگونه ای باشند که همانند نماینده ای از طرف شما با آنها صحبت کنند.
اگر تحصیلات و مهارت های شما، با چیزی که آن سازمان به دنبالش می گردد، مطابقت داشته باشد، شما برای مصاحبه انتخاب خواهید شد. در صورتی که طی چند هفته، تماسی دریافت نکردید، لزوما به این معنا نیست که شما رد شده اید؛ بلکه می تواند به این معنا باشد که فرآیند استخدام، از آن چیزی که انتظار داشتید، طولانی تر شده است. پس همواره و بخصوص در ماه های اول ورودتان:
صبور باشید!

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *